loading...

درمان و رهایی

درمان بيماري اعتياد با روش DST

بازدید : 15
پنجشنبه 7 آبان 1399 زمان : 0:47

چهارشنبه هفتم آبان ۱۳۹۹ - 17:29 - همسفرمیلادعیدی -

دستور جلسه این هفته :

DST و تجربه من از سم زدایی و سایر روشهای ترک اعتیاد

دستور جلسه این هفته از جمله دستور جلساتی است ، که مستقیماً به تجربیات ما مربوط می‌شود .در اینجا موضوع دستور جلسه ، فراتر از تجربیات شخصی ، مورد بررسی قرار می‌گیرد ؛ اما در کارگاه‌های آموزشی ، همه ما فرصت داریم با بیان تجربیات شخصی ، موضوع را بررسی نماییم .
همه انسان‌ها تصور می‌کنند بهترین راه کوتاه ترین راه است ، در نتیجه ، به درستی یا نادرستی آن تفکر ندارند ، راهی را می‌روند که زودتر به خواسته‌های خود برسند ، لذا ، مشقهایشان همیشه ناتمام و بی محتوا باقی می‌ماند و مجبورند دوباره بنویسند ؛ غذای نیمه پخته و یا به عبارتی خام ، قابل خوردن نیست .
کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر ، صفحه 254

از زمانی که بشر ، پدیده‌‌‌ای به نام اعتیاد به مواد مخدر را شناسایی کرد ، تا به امروز ، همواره به دنبال راهی برای از بین بردن این وابستگی بوده است . در صده‌های اخیر ، آنگونه که تاریخ حکایت می‌کند ، روش‌ها و رویه‌های مختلف و متفاوتی برای رفع این وابستگی به کار گرفته شده است . در زمان‌های قدیم ، حکما و طبیبان از داروهای گیاهی زمان خود برای از بین بردن علایم ناشی از قطع مصرف مواد مخدر ، استفاده می‌کردند .
با گذشت زمان و ظهور داروهای شیمیایی در قرن 18 میلادی ، اسفاده از این داروها به تدریج جایگزین داروهای گیاهی گردید .

اولین دارویی که برای درمان اعتیاد به صورت تخصصی ، ساخته و عرضه شد ، دارویی به نام انیدرید استیک یا دی استیل مرفین یا هرویین بود که در سال 1896 توسط کمپانی داروسازی بایر آلمان ساخته شد . در قرن 18 و 19 میلادی ، در اروپا استفاده از تریاک برای درمان بعضی از بیماری‌ها مرسوم بود . در آن زمان ، عمدتاً به دلیل بیماری‌های ناشی از ضعف سیستم‌های بهداشتی و فاظلاب ، بیماری‌های عفونی در شهرهای بزرگ اروپایی مثل لندن ، شیوع زیادی داشت و استفاده از تریاک برای درمان این بیماری‌ها رواج داشت . در نتیجه ، اعتیاد به تریاک نیز گسترش می‌یافت و کس نمی‌دانست برای درمان این وابستگی چه باید کرد .

با ورود هرویین به عنوان داروی ترک اعتیاد ، طولی نکشید که اعتیاد به هرویین معزلی شد شدیدتر و بزرگتر از معزل اعتیاد به تریاک . همزمان با جنگ جهانی دوم و مسدود شدن راه‌های ورود تریاک به اروپا ، دانشمندان آلمانی ، سخت در تلاش بودند تا جایگزینی دارویی برای تریاک پیدا کنند . آن‌ها موفق شدند با الگو برداری از ساختار مولکولی مخدرهای گیاهی ، دارویی شیمیایی به نام متادون را ساخته و عرضه نمایند . در ابتدا تصور می‌شد که این دارو می‌تواند جایگزینی مناسب برای مواد افیونی از جمله تریاک و هرویین باشد و نقش داروی درمان کننده را به عهده گیرد، اما گذشت زمان نشان داد که متادون از عهده وظیفه خود بر نیامده است .

تجربه سال‌ها و دهه‌های متوالی استفاده از متادون نشان داد که این دارو ، خود اعتیاد سنگینی به دنبال دارد ، آن هم به گونه‌‌‌ای که مصرف کننده متادون ، دیگر نمی‌تواند به مصرف قبلی خود بازگردد به عبارت دیگر ، مخدر مصرفی او در گذشته ، دیگر جوابگوی او نیست . این مسئله به این مفهوم بود که متادون نه تنها کمکی به درمان نکرد ، بلکه اعتیاد سنگین تری را به وجود آورد و معلوم نبود با این اعتیاد جدید ، چه باید کرد .

اگر بخواهیم با زبان ساده ، عملکرد متادون را تشریح کنیم ، باید بگوییم ، متادون آستانه تحمل را نسبت به مصرف اپیوییدها بالا می‌برد ، طوری که ماده مصرفی قبلی ، دیگر جوابگوی فرد نخواهد بود و شخص مجبور است مصرف متادون را ادامه دهد و مصرف متادون او نیز به تدریج بالا می‌رود .

البته اگر از زوایه کاهش آسیب به موضوع نگاه کنیم ، متادون از این نقطه نظر ، موفق بوده است . برای مثال : اگر مصرف کننده هرویین که در روز چندین بار هرویین یا کراک تزریق می‌کند ، با مصرف متادون ، تزریق هرویین را کنار بگذارد ، باید بگوییم متادون در اینجا نقش یک داروی نگهدارنده و کاهش دهنده آسیب را خیلی خوب به عهده گرفته است و از این بابت دارویی موفق به شمار می‌رود .

اما برای درمان اعتیاد به متادون ، هنوز پروتکل و روش خاصی ارائه نشده است و مصرف کنندگان متادون در کاهش آن ، دچار مشکل می‌شوند و پس از قطع مصرف نیز با مشکلات متعدد رو برو هستند و از عدم تعادل رنج می‌برند

در برهه‌‌‌ای دیگر براساس یک تعریف اشتباه از بیماری اعتیاد که گفته می‌شد ، اعتیاد وابستگی دارویی و مسمومیت مزمن است ، تب سم زدایی مجامع علمی‌اعتیاد را در سراسر دنیا فرا گرفت و یکی از مزخرف ترین و غیر علمی‌ترین روش‌های درمان اعتیاد تحت عنوان سم زدایی سریع و فوق سریع یا UROD به اسپات لایت ویترین روشهای درمان اعتیاد تبدیل شد . در این روش سعی می‌شد با استفاده از داروهای آنتا گونیست مثل نالترکسون و یا آمپول نالکسون ، که با اتصال به گیرنده‌های مواد افیونی ، مانع از اتصال مولکول‌های مواد مخدر به این گیرند‌ها می‌شود و در نتیجه شخص در یک حالت خماری شدید و طولانی قرار می‌گرفت ، اصطلاحاً بدن را از بقایای مواد مخدر یا سم ، تخلیه یا سم زدایی می‌نمودند .

طبق تحلیل بنیان کنگره 60 ، این روش یعنی سم زدایی ، از پایه و اساس غلط و غیر علمی‌بود ؛ زیرا مواد مخدر برای یک انسان سالم سم است و کشنده است ، اما برای یک مصرف کننده که در روز چندین برابر دوز کشنده ، مواد مصرف می‌کند و تازه سرحال می‌شود دیگر سم نیست . در اینجا مواد مخدر بیرونی جایگزین مخدرهای درونی شده است و ما نمی‌توانیم این جایگزین را به صورت ناگهانی حذف کنیم ، زیرا شوک فیزیولوژی مخربی به سیستم‌های حیاتی ما وارد می‌کند . خوشبختانه این روش با اطلاع رسانی‌های کنگره 60 و مشخص شدن نتایج فاجعه بار آن تقریباً منحط شده است .

به هر حال با نگاهی گذرا به سیر تاریخی ظهور و استفاده از داروهای ترک اعتیاد و روشهای ترک اعتیاد می‌بینیم که این روشها عمدتا بی نتیجه و داروهای ترک اعتیاد نیز ، خود به وجود آورنده اعتیاد جدید بوده اند .
روش‌های ترک اعتیاد ، از قطع ناگهانی مصرف گرفته ، تا طب سوزنی ، آب درمانی ، شوک برقی ، تعویض خون ، ماتریکس ، سم زدایی سریع ، استفاده از داروهای شیمیایی و گیاهی و عطاری ، همه و همه ، مصرف کننده را به جایی می‌رسانند که چند صباحی را در قطع مصرف مواد سپری می‌نماید ، آن هم با وضعیت نامتعادل و حال نامناسب ، به طوری که هر روز ممکن است به مصرف باز گردد .

این نتایج باعث شده است تا بعضی متخصصین ، صریحاٌ می‌گویند ، اعتیاد درمان مشخص و شناخته شده‌‌‌ای ندارد ، اعتیاد درمان قطعی ندارد ، اعتیاد بیماریی لاعلاج ، عود کننده و پیش رونده است و پس از قطع مصرف ، شخص بایستی همیشه تحت نظر و کنترل باشد و هیچ گاه بی نیاز از پیگیری درمان نخواهد بود ، مثل بیماری فشار خون یا دیابت ، فقط می‌توان‌‌ان‌را کنترل کرد نه اینکه قطعاً درمان کرد.

امروزه هر وقت صحبت از روش‌های ترک اعتیاد یا درمان اعتیاد می‌شود ، بی درنگ گفته می‌شود که تنوع روش‌های درمان اعتیاد یک امر ضروری و اجتناب ناپذیر است و بایستی روش‌های گوناگون وجود داشته باشد و هر فردی با توجه به شرایطی که دارد با استفاده از یکی از این روش‌ها بتواند اقدام به ترک یا درمان کند .

البته کنگره 60 مخالف با این دیدگاه و نظریه نیست و اعتقاد دارد که قرار نیست همه مصرف کنندگان مواد مخدر با استفاده از یک روش به درمان و رهایی برسند ، اما نظر علمی‌، کنگره 60 اعتقادی به تنوع روش‌های درمان اعتیاد ندارد . اگر کنگره 60 در مورد بعضی از روش‌های ترک یا درمان اعتیاد از دیدگاه مخالف صحبت می‌کند ، این مخالفت یک بحث علمی‌و چالش علمی‌است و موضوع از نظر علمی‌مورد بررسی قرار می‌گیرد .

اکنون با دلایل علمی‌و متقن می‌گوییم که دوران این سخنان به سر آمده است . این تعابیر مربوط به زمانی بود که صورت مسئله اعتیاد ، کشف نشده بود ، مربوط به زمانی بود که مثلث درمان اعتیاد تشریح نشده بود . مربوط به زمانی است که سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی یا سیستم ایکس شناسایی نشده بود . مربوط به زمانی است که پروتکل DST با استفاده از داروی اپیوم تینکچر OT تدوین نگردیده بود .
مربوط به زمانی است که کنگره 60 وجود نداشت ، مربوط به زمانی است که مهندس حسین دژاکام روش خود را ابداع نکرده بود .

از آن زمان ، یعنی از زمانی که اولین فرد توانست با استفاده از داروی اپیوم و متد DST اعتیاد خود را درمان کند ، معادلات درمان اعتیاد دگرگون شد .اکنون سال‌هاست که ما درمان قطعی اعتیاد را می‌بینیم ، خودمان با این روش درمان شده ایم . صدها و هزاران نفر با این روش درمان شده اند و برگشت نکرده اند .برای ما ، اعتیاد ، مرموز ، لاعلاج ، پیش رونده و عود کننده نیست .برای ما ، وسوسه یا کریوینگ و ریلپس ، معنا و مفهومی‌ندارد . برای ما فراری بودن ، معنا و مفهومی‌ندارد . ما تحت کنترل و مراقبت نیستیم ، کسی مواظب ما نیست . در فکر این نیستیم که ممکن است فردا برویم و مصرف کنیم . دیگر تمام شد . این دفتر برای همیشه در زندگی ما بسته شد.

زیرا ما درمان شده ایم ، زیرا جسم ، روان و جهانبینی ما به درمان و تعادل رسیده است .زیرا سیستم ایکس یا سیستم تولید کننده مخدرهای طبیعی ما در دستگاه عصبی و هورمونی به عملکرد مطلوب خود رسیده است ، ما دیگر نیازی به مصرف مواد مخدر نداریم که به دنبال آن ، وسوسه یا میل به مصرف داشته باشیم . ما درمان شده ایم . با متد DST و داروی اپیوم تینکچر OT درمان شده ایم و خوب می‌دانیم که OT اپیوم تینکپچر یا شربت تریاک ، تنها داروی درمان اعتیاد است که اعتیاد ما را سنگین تر نمی‌کند . با اطمینان می‌گوییم که تمام مواد مخدر اعتیاد آور ، اعتیادشان از تریاک سنگین تر است و با اطمینان می‌گوییم که اپیوم ، سبک ترین ، کم عارضع ترین ، سالمترین ، با راندمانترین داروی درمان اعتیاد است که اعتیاد سنگین تری به دنبال خود ندارد و تاکنون بشر نظیر آن را ندیده است و نخواهد دید .بهترین راه ، همیشه کوتاهترین را نیست ، متد DST با استفاده از داروی اپیوم تینکچر یا شربت تریاک ، اصل زمان را در درمان اعتیاد بسیار مهم می‌داند و معتقد است حداقل زمان برای درمان اعتیاد 10 ماه است .

متد DST در کنار اصل زمان ، از بهترین داروی موجود نیز استفاده می‌کند ، یعنی OT .
متد DST با استفاده از زمان مناسب و داروی مناسب ، پروسه درمان را همزمان با تمرکز روی سه مولفه جسم ، روان و جهانبینی پیش می‌برد .
متد DST عملیات درمانی و کاهش پله‌‌‌ای مصرف را طوری پیش می‌برد که شخص نه تنها با مشکل مواجه نمی‌شود ، بلکه بدون نیاز به استراحت ، به امور زندگی خود رسیدگی می‌کند .
متد DST در کنار زمان مناسب و داروی مناسب ، آموزش مناسب را برای تغییر جهانبینی و تفکرات و دیدگاه‌ها نیز به کار می‌گیرد .
متد DST در کنار همه این‌ها ، ورزش را نیز به عنوان مکمل درمان اعتیاد به کار می‌گیرد .

این‌ها مشخصات بهترین راهی است که ما با آن درمان شده ایم .
ما تعصب نداریم و از خودمان تعریف نمی‌کنیم ، این‌ها حقایقی است که ما درک کرده ایم و این پیام را با تمام وجودمان به همه انسان‌های دربند اعتیاد و نیازمند به راه درمان خواهیم رساند . از زرد و سفید و سرخ سیاه و در هر گوشه‌‌‌ای که از این عالم باشند .

به شما عزیزان پیشنهاد می‌کنیم ضمن گوش کردن صحبت‌های آقای .مهندس در روز چهارشنبه ، کتاب چهارده مقاله را مطالعه فرمایید . مقالات علمی‌این کتاب با توضیحات مستند و علمی‌و بر اساس سالها تحقیقات میدانی کنگره 60 بهترین راهنمای ما در تجزیه و تحلیل روش‌های ترک و درمان اعتیاد می‌باشد .

با احترام ، مسافر علی خدامی
ادامه مطالب در آرشیو دستور جلسات هفتگي

نیروی زمینی ارتش یک نیروی ١٠٠ درصد متحرک است
بازدید : 19
دوشنبه 4 آبان 1399 زمان : 5:10

بسم الله الرحمن الرحیم

دستور جلسه این هفته : وادی دوم و تاثیر آن روی من


هیچ مخلوقی ، جهت بیهودگی ، قدم به حیات نمی‌نهد ، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگرخود به هیچ فکر کنیم.

در وادی اول ، آموختیم که با تفکر ساختارها آغاز می‌شود . بدون تفکر ، آنچه هست رو به زوال می‌رود . آموختیم که باید تفکر کنیم ، درست فکر کنیم، قبل از هر انجامی‌، به انجام و چگونگی انجام فکر کنیم ، سعی کنیم به خیلی چیز‌ها فکر نکیم ، آموختیم که تفکر یک حرکت درونی است که ترسیم کننده رفتارهای بیرونی است . تفکر ، حرکت از یک نقطه مجهول برای رسیدن به یک نقطه معلوم است برای اینکه مجهول به معلوم تبدیل شود .

تفکر مثبت به دنبال خود رفتار مثبت و اتفاقات مثبت و تفکر منفی ، رفتار منفی ، حال بد و اتفاقات بد را به دنبال خواهد داشت . آموختیم که تفکر ، آغاز خلق است و هر رویداد ، اتفاق و یا هر وضعیتی در زندگی ما بوجود می‌آید و خلق می‌شود ، نقطه آغاز آن ، از تفکر ما بوده است .آموختیم برای درمان اعتیاد باید فکر کنیم و نقشه‌‌‌ای دقیق و حساب شده ترسیم نماییم که راه به عقب نداشته باشد .


و اما وادی دوم : هیچ مخلوقی ، جهت بیهودگی ، قدم به حیات نمی‌نهد ، هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم ، حتی اگرخود به هیچ فکر کنیم.

زمانی که مصرف کننده مواد مخدر ، برای شروع درمان و آغاز سفر اول ، به وادی اول می‌رسد و به آن عمل می‌کند ، وقتی فکر می‌کند به خودش و کارهایی که انجام داده و تخریب‌هایی که به وجود آورده ، چه موقعیت‌ها و چه فرصت‌هایی را از دست داده ، چه ضربات سهمگینی به خود و اطرافیان خود وارد کرده است ، چه آسیب‌هایی در جسم خود به وجود آورده ، زمانی که فکر می‌کند که چه راه سخت و طولانی را باید برای رسیدن به درمان اعتیاد و جبران تخریب‌ها طی نماید و در پیش روی دارد ، در مقابل این هجمه ، ممکن است ضعف و ناامیدی بر او مستولی شود . به دنبال نا امیدی ، احساس پوچی به او دست می‌دهد ، از خودش و هستی و حتی از خداوند گله و شکایت دارد.

اصولاً ، حرکت در مسیر ضد ارزشها و روی آوردن به مسائل منفی و مخرب و خارج شدن از صراط مستقیم ، ایجاد حس منفی می‌نماید ، مانند احساس ناامیدی و پوچی. این احساسات خاص زمانی است که انسان از مسیر صحیح زندگی خارج شده است .
در این حالت ،از خداوند می‌پرسد که چرا مرا خلق کردی ، چرا بایستی من این همه بدبخت باشم ، چرا این همه خرابکاری کردم چطور می‌توانم این همه خراب کاری را درست کنم ؟

زمانی که مصرف کننده مواد مخدر تصور می‌کند که همه چیز تمام شده و دیگر نمی‌تواند به زندگی برگردد ، آنطور که وادی دوم اشاره می‌نماید ، در وحله اول ، این توجیه است برای فرو رفتن بیشتر در تاریکی‌ها و نشان از دست دادن اعتماد به نفس می‌باشد . تسلیم در مقابل نابودی محض و عدم تلاش برای رهایی .

رسیدن به این نقطه ، درست چیزی است که شیطان یا نیروی منفی یا نیروی بازدارنده می‌خواهد. آرزوی هر فرمانده جنگی این است که حریف ، قبل از نبرد ، خودش عقب نشینی کند . عقب نشینی ما در مقابل نیروی منفی و دست از تلاش برداشتن و تسلیم شدن در مقابل نابودی ، پیروزی راحت و بدون زحمتی است برای نیروی بازدارنده یا شیطان . وادی دوم ، در این مقطع و برای از بین بردن این تفکرات مخرب و ویرانگر و احساس پوچی ، بیهودگی و نا امیدی ، مطرح می‌شود . هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هبچ فکر کنیم .

نا امیدی ، یکی از مخرب ترین حس‌هایی است که ممکن است به سراغ انسان بیاید .انسان موجود قدرتمندی است و خداوند نیروها و قدرت‌های عظیمی‌را به او داده است . نیروی منفی خوب می‌داند که انسان با وجود این نیروها و قدرت‌ها ، شکست ناپذیر است . شیطان ، خوب می‌داند که انسان را از بیرون نمی‌تواند شکست دهد . به همین دلیل ، تمام توان خود را به کار می‌گیرد ، تا این نیروها را از درون ، خنثی کند . نا امیدی ، یکی از همین ترفندها است .

نیروی منفی ، با استفاده از حس نا امیدی ، موتورهای تولید کننده نیروهای انسان را از درون خاموش می‌کند . اینجاست که انسان از حرکت باز می‌ماند . خودش ، خودش را متوقف می‌کند ، این حس ، به قدری خطرناک است که حتی ممکن است انسان را به جایی برساند که خودش ، خودش را نابود کند و دست به انتحار و خودکشی بزند . همانطور که قبلاً اشاره شد ، این ، درست چیزی است که نیروی منفی می‌خواهد . توقف و سکون .

در اینجا مفهوم بازدارندگی نیروی بازدارنده را تا حدی درک می‌کنیم . شکست انسان با استفاده از نیروی خود انسان . این تکنیک نیروی منفی است . شیطان در مقابل انسان ، از تکنیک‌های بسیار پیچیده و پیشرفته‌‌‌ای استفاده می‌کند .
وادی دوم با پیام بسیار زیبای خود ، ما را در مقابل این نقشه نیروی منفی ، تجهیز و آماده می‌کند .وادی دوم به ما می‌گوید : هیچ مخلوقی در این جهان و در این هستی به جهت بیهودگی خلق نشده است ، همه و همه از ریز و درشت و از اول تا آخر، همه دارای نقش و عملکرد خاص خودشان هستند که هیچ چیزی نمی‌تواند جای آن نقش و عملکرد را پر کند . هیچ کدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم ، همه ما دارای خصوصیات و توانایی‌های خاص خودمان هستیم که نظیر آن وجود ندارد. هر یک از ما ، نسخه‌‌‌ای منحصر به فرد از قدرت‌ها و توانایی‌هایی هستیم که خداوند به ما داده است .


وادی دوم می‌گوید : اگر به تمام هستی نگاه کنیم ، خواهیم دید ، امکان ندارد چیزی را پیدا کنیم که به جهت بیهودگی پا به هستی گذاشته باشد ، اگر هم به مطالبی برسیم که تصور کنیم بیهوده است ، باز هم باید مطمئن باشیم که این پندار و تصور نادرست ماست و نتوانسته ایم به هسته درون یا فلسفه وجودی آن پی ببریم .

بنیان کنگره 60 در صحبت‌های خودشان درمورد این دستور جلسه به موضوعات بسیار مهم و جالبی اشاره کردنده اند که هر موجودی برای ورود به زمین ، گویی که باید پذیرش بگیرد و بعد وارد زمین شود ؛ در حالیکه نقش و عملکرد آن کاملا مشخص شده است . همه مجودات نقش خاص خودشان را دارند . از جمادات گرفته تا نباتات و حیوانات . همه با بالاترین راندمان مشغول فعالیت هستند و به هستی خدمت می‌کنند . چرخ روزگار و هستی برای چرخیدن نیاز به عملکرد همه موجودات دارد . برای مثال غذایی که ما می‌خوریم محصول فعالیت بسیاری از عوامل است که حتی در فهم نمی‌گنجد . به شما عزیزان توصیه می‌کنیم سخنان آقای مهندس در روز چهارشنبه را در همین سایت ببینید و بشنوید .

به هر حال انسان هم موقعی پا به هستی گذاشت ، نیروی مافوق یا قدرت هستی ، او را به یک دوراهی هدایت کرد و این دوراهی ، یکی تاریکی‌هاست و یکی روشنایی‌ها . یک مصرف کننده مواد مخدر ، ندانسته ، راه تاریکی‌ها را انتخاب نموده و در این راه به نقطه‌‌‌ای رسیده است که توانایی‌های او ، زیر خروارهای اعتیاد و تخریب‌های آن ، مدفون شده و اثری از آن دیده نمی‌شود . طبیعی است که در چنین حالتی ، شخص احساس پوچی و نا امیدی و بی خاصیت بودن کند .یکی از نتایج حرکت در مسیر ضد ارزش‌ها ، همین احساس گناه کار بودن و پوچی است . باید دانست که این وضعیت و این احساس قابل تغیر است و اگر بخواهیم ، می‌توانیم آن را تغیر دهیم . البته اگر بخواهیم !


آری ، اگر بخواهیم می‌توانیم همه چیز را عوض کنیم و از پایین ترین نقاط ، به بالاترین نقاط و جایگاه‌ها برسیم . اگر به آرم کنگره 60 دقت کنید ، یک مثلث را در درون دایره می‌بینید . مثلث ، تمثیل حرکت از پایین ترین نقطه است ، مثلث تبدیل شدن از خط به سطح است . مثلث ، اولین شکل هندسی است که با حداقل اضلاع شکل می‌گیرد و به معنی حرکت از پایین ترین نقطه است . مانند وضعیت یک مصرف کننده مواد مخدر که می‌خواهد سفر خودش را برای رسیدن به درمان و جبران تخریب‌ها ، با وجود مشکلات گوناگون ، آغاز کند . اما دایره بر خلاف مثلث ، دارای بی نهایت ضلع است . به معنی رسیدن به اوج ، یعنی نزدیک شدن به فرمان عقل ، یعنی حرکت در صراط مستقیم . مثلث در درون دایره ، ثمثیل انسا نی است که سقوط کرده ، اما با خواست خودش و به کارگیری نیروهای خفته و خواست الله حرکت می‌کند و خود را دوباره به اوج می‌رساند .


فرازی از کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر :


در بعد حیات مادی ، چنین است که می‌بینید ، انسان گاهی مانند پرنده‌‌‌ای است که بر یک کشتی سوار است و دنیا را از همین روزنه می‌بیند ، و گاهی با یک بلم کوچک تا بیکران می‌رود و می‌اندیشد که حتی بلم را به پرواز در آورد و زمانی در جایی می‌ماند و به علت و معلول‌های آن ، فکر نمی‌کند .نیک می‌داند که باید مکان را تغییر بدهد ؛ اما در میان آب‌های پرتلاطم ، اسیر می‌شود تا به خشکی برسد .طوفان همچنان ادامه دارد و در این مقوله ، باید به نیروهای درون خود ، فکر کند و از قدرت آن‌ها قوت بگیرد .بایستی خوب جوانب امر را در نظر آورد که چگونه از نیروهای الهی خفته درون ، برای آزادی خود از گیر آب سود جوید. باید از آنچه که توسط حق تعالی در وجود آدمی‌نهاده است به جای خود ، مورد استفاده قرار بدهیم که معلمی‌خواهیم بود ، برای آینده .


در اندیشه‌های بهتر ، وسعت عمل به وجود آورید و برای کشتی خود که لازمه هستی و ادامه حیات در آن است ، نوعی دیگر باشید .می‌دانید که کار ابتدا مشکل است ، اما لنگر کشتی را از آب بکشید .شروع حرکت در بیکران و آغازی تازه برای جان بخشیدن می‌شود.

مصرف کننده مواد مخدر که به شدت احساس پوچی ، یاس ، نا امیدی و بیهودگی می‌نماید ، فقط کافیست حرکت کند ، فقط کافیست که سفر خودش را آغاز کند و در صراط مستقیم قرار گیرد . در این حالت خیلی زود احساس او تغییر می‌کند . دیگر احساس پوچی و نا امیدی نخواهد . دیگر احساس ضعف نخواهد کرد ، بلکه احساس بودن ، مفید بودن و موثر بودن در او به وجود می‌آید و با ادامه حرکت و مخصوصاً ، آموزش دیدن و خدمت کردن ، این احساس به شدت تقویت می‌شود .تا جایی که دیگر اثری از نا امیدی و پوچی در او مشاهده نمی‌شود . مصرف کننده مواد مخدر در اوج تخریب ، وقتی سفر اول خود را آغاز می‌کند ، حتی بعد از گذشت چند روز و کاهش حتی یک استپ از مقدار مصرفش ، تغیرات را در او به وضوح می‌بینیم ، احیا و تحرک او را می‌بینیم . تغیرات چهره و تغیرات تفکر و دیدگاه .


در ادامه سفر ، او در می‌یابد که نه تنها به جهت بیهودگی قدم به حیات ننهاده ، بلکه برای هدف بسیار والا ، مقدس و ارزشمند، پا به عرصه حیات نهاده است . در این حالت ، برای خودش و برای زندگیش و برای خدمتش و برای نقشی که ایفا می‌کند ، بسیار ارزش قائل است ، خودش را دوست دارد و دیگران را هم دوست دارد و برای دیگران و برای توانایی‌های دیگران هم ارزش بسیاری قائل است ، همانگونه که برای خودش ارزش قائل است .


به شما عزیزان توصیه می‌کنیم ، متن کامل وادی دوم نوشته بنیان کنگره 60 در کتاب عشق و همچنین سی دی مربوط به سخنرانی آقای مهنس پیرامون وادی دوم را تهیه ، مطالعه و گوش کنید و ببنیم مصرف کننده مواد مخدر برای شروع حرکت و درمان اعتیاد با چه مشکلاتی مواجه است و چه باید بکند .


با احترام ، مسافر علی خدامی

ادامه مطالب در آرشیو دستور جلسات هفتگي

استقلال پنجره را باز نکرده، بازیکن گرفت!

تعداد صفحات : 2

آمار سایت
  • کل مطالب : 29
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 1
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 42
  • بازدید ماه : 935
  • بازدید سال : 1008
  • بازدید کلی : 1008